آمارگیر

آمارگیر

قالب وبلاگ


دوشنبه بازار

ای((د))وست.در سیاهی شب؛((و))قتی ((س))تاره ها؛ظاهر میشوند((ت))نها((ت))و

را ((د))ر نهانخانۀ دل خویش؛راه میدهم و((ا))ینگونه؛((ر))از دلم را؛به تو میگویم.

((م))ن؛بدون تو؛میمیرم.اگر حروف داخل پرانتزها را کنار هم بگذارید؛تشکیل جملۀ

دوستت دارم را میدهد.شاد باشید و پاینده.


نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۳۱ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ توسط بهنام منصوری نظرات ()

تقصیر ما نیست که بر روی حرفهایمان نمی مانیم، ما بر زمینی زندگی میکنیم که هر

روز خودش را دور میزند

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢٩ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ توسط بهنام منصوری نظرات ()

با سلام به دوستان عزیز.امیدوارم دوری از من ناراحتتون نکرده باشه.نیشخندنیشخند

این اسب زیبا و بی نظیر رو که میبینید؛به اسم سکرتریت معروفه.فیلمی رو هم

از زندگی این اسب بینظیر؛به همین نام درست کرده اند.حقیقتأ فیلم زیبا و

درجه یکی هم هست.و چون بر اساس واقعیت ساخته شده؛به دل آدم میشینه.این

اسب؛قهرمان سه تورنومنت معروف اسب سواری در انگلیس شناخته شده که

بعد از اون؛هیچ اسبی قادر نشد که این کار مهم رو انجام بده.

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢٦ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ توسط بهنام منصوری نظرات ()

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢۳ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ توسط بهنام منصوری نظرات ()

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢۱ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ توسط بهنام منصوری نظرات ()

من بهنام نیستم !‌

ولی دوستان خواهشا وقتی میرین کافی نت یادتون باشه هیچوقت پسورد رو سیو نکنید تو مرورگر !‌

 و همیشه هم history رو پاک کنید !

منم الان مال شما رو پاک میکنم بهنام عزیز !

از این به بعد حواست جمع باشه !

من فریدونم ، اینم بلاگم www.FereydoonPB.persianblog.ir

عزت همگی زیاد !

بهنام جان امیدوارم از این که تو بلاگت پست دادم ناراحت نشی !

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۱۸ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ توسط بهنام منصوری نظرات ()

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۱۸ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ توسط بهنام منصوری نظرات ()

یه مرد ۸۰ ساله میره برای چکاپ. دکتر ازش در مورد وضعیت فعلیش می پرسه و پیرمرد با غرور جواب میده:
هیچوقت به این خوبی نبودم. تازگیا با یه دختر
۲۵ ساله ازدواج کردم و حالا باردار شده و کم کم داره موقع زایمانش میرسه
نظرت چیه دکتر؟!
دکتر چند لحظه فکر میکنه و میگه: خب بذار یه داستان برات تعریف کنم. من یه نفر رو می شناسم که شکارچی ماهریه. اون هیچوقت تابستونا رو برای شکار کردن از دست نمیده. یه روز که می خواسته بره شکار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر میداره و میره توی جنگل! همینطور که میرفته جلو یهو از پشت درختها یه پلنگ وحشی ظاهر میشه و میاد به طرفش. شکارچی چتر رو می گیره به طرف پلنگ و نشونه می گیره و ….. بنگ! پلنگ کشته میشه و میفته روی زمین!!!
پیرمرد با حیرت میگه: این امکان نداره! حتما یه نفر دیگه پلنگ رو با تیر زده!
دکتر یه لبخند میزنه و میگه: دقیقا منظور منم همین بود !!!

نتیجه اخلاقی :
هیچوقت در مورد چیزی که مطمئن نیستی نتیجه کار خودته ادعا نداشته نباش !
یه مرد ۸۰ ساله میره برای چکاپ. دکتر ازش در مورد وضعیت فعلیش می پرسه و پیرمرد با غرور جواب میده:
هیچوقت به این خوبی نبودم. تازگیا با یه دختر
۲۵ ساله ازدواج کردم و حالا باردار شده و کم کم داره موقع زایمانش میرسه
نظرت چیه دکتر؟!
دکتر چند لحظه فکر میکنه و میگه: خب بذار یه داستان برات تعریف کنم. من یه نفر رو می شناسم که شکارچی ماهریه. اون هیچوقت تابستونا رو برای شکار کردن از دست نمیده. یه روز که می خواسته بره شکار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر میداره و میره توی جنگل! همینطور که میرفته جلو یهو از پشت درختها یه پلنگ وحشی ظاهر میشه و میاد به طرفش. شکارچی چتر رو می گیره به طرف پلنگ و نشونه می گیره و ….. بنگ! پلنگ کشته میشه و میفته روی زمین!!!
پیرمرد با حیرت میگه: این امکان نداره! حتما یه نفر دیگه پلنگ رو با تیر زده!
دکتر یه لبخند میزنه و میگه: دقیقا منظور منم همین بود !!!

نتیجه اخلاقی :
هیچوقت در مورد چیزی که مطمئن نیستی نتیجه کار خودته ادعا نداشته نباش !
یه مرد ۸۰ ساله میره برای چکاپ. دکتر ازش در مورد وضعیت فعلیش می پرسه و پیرمرد با غرور جواب میده:
هیچوقت به این خوبی نبودم. تازگیا با یه دختر
۲۵ ساله ازدواج کردم و حالا باردار شده و کم کم داره موقع زایمانش میرسه
نظرت چیه دکتر؟!
دکتر چند لحظه فکر میکنه و میگه: خب بذار یه داستان برات تعریف کنم. من یه نفر رو می شناسم که شکارچی ماهریه. اون هیچوقت تابستونا رو برای شکار کردن از دست نمیده. یه روز که می خواسته بره شکار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر میداره و میره توی جنگل! همینطور که میرفته جلو یهو از پشت درختها یه پلنگ وحشی ظاهر میشه و میاد به طرفش. شکارچی چتر رو می گیره به طرف پلنگ و نشونه می گیره و ….. بنگ! پلنگ کشته میشه و میفته روی زمین!!!
پیرمرد با حیرت میگه: این امکان نداره! حتما یه نفر دیگه پلنگ رو با تیر زده!
دکتر یه لبخند میزنه و میگه: دقیقا منظور منم همین بود !!!

نتیجه اخلاقی :
هیچوقت در مورد چیزی که مطمئن نیستی نتیجه کار خودته ادعا نداشته نباش !
یه مرد ۸۰ ساله میره برای چکاپ. دکتر ازش در مورد وضعیت فعلیش می پرسه و پیرمرد با غرور جواب میده:
هیچوقت به این خوبی نبودم. تازگیا با یه دختر
۲۵ ساله ازدواج کردم و حالا باردار شده و کم کم داره موقع زایمانش میرسه
نظرت چیه دکتر؟!
دکتر چند لحظه فکر میکنه و میگه: خب بذار یه داستان برات تعریف کنم. من یه نفر رو می شناسم که شکارچی ماهریه. اون هیچوقت تابستونا رو برای شکار کردن از دست نمیده. یه روز که می خواسته بره شکار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر میداره و میره توی جنگل! همینطور که میرفته جلو یهو از پشت درختها یه پلنگ وحشی ظاهر میشه و میاد به طرفش. شکارچی چتر رو می گیره به طرف پلنگ و نشونه می گیره و ….. بنگ! پلنگ کشته میشه و میفته روی زمین!!!نیشخندنیشخندنیشخند
پیرمرد با حیرت میگه: این امکان نداره! حتما یه نفر دیگه پلنگ رو با تیر زده!خیال باطل
دکتر یه لبخند میزنه و میگه: دقیقا منظور منم همین بود !!!نیشخندنیشخندنیشخند

نتیجه اخلاقی :
هیچوقت در مورد چیزی که مطمئن نیستی نتیجه کار خودته ادعا نداشته نباش !

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۱٦ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ توسط بهنام منصوری نظرات ()

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۱٤ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ توسط بهنام منصوری نظرات ()

سلام به بوی بارون عزیز.امیدوارم تا اینجای عید بهتون خوش گذشته باشه.

براتون یک تولد کوچیک گرفته ام.امیدوارم تو این تولد بهتون خوش بگذره.

قبل از هر چیزی باید بگم مراقب سلامتیتون باشید.اینقدر نخورید؛که گذارتون

به آمبولانس و بیمارستان بیفته.

یک کیک تولد خوشگل براتون گرفته بودم.اما متاسفانه ماریو توش بود

و من نتونستم ببینمش.این هم یک جور سورپرایز شدنه دیگه.نیشخندنیشخندنیشخند

این ماشینها رو هم گرفته ام؛که تا منزل بتونه یک استراحتکی بکنه.نیشخندنیشخند

ماشین شماره ٢.هر کدوم رو که دوست داشتید؛سوار شید.نیشخندنیشخند

الآن چی چی میچسبه؟جفتک آقا اسبه.نیشخندنیشخندنیشخندنه بابا.الآن نسکافه میچسبه.

علاوه بر شما مهمانان عزیز؛مهمانان ویژه ای هم تشریف آورده اند

که الآن یکی یکی؛به جمع ما اضافه میشوند.نیازی هم به معرفی ندارند.

اولین نفرات؛بر و بچ سریال بی نظیر لاست هستند.لبخندمعرفی میکنم.

مهمان اول که خیلی سریع با هواپیمای اوشنیک ٨١۵ به اینجا

نیومدند.نیشخندنیشخندبا هواپیمای چارتر تشریف آورده اند کسی نیست جز

مادر جوان و کم حاشیه؛یعنی کلیر و بچه نانازش؛یعنی آرون

نقل قول:مبارکا باشه افسانه خانوم.انشاالله امسال به هر چیزی که

آرزوتون بوده برسید.

نقل قول از جولیت:سال نوی شما ایرانیان؛به خصوص افسانه خانوم

مبارک باشه

 نقل قول از سویر:مبارک بادت این سال و همه سال.

نقل قول از چارلی:تولد.تولد.تولدت مبارک.مبارک.مبارک.تولدت مبارک.نیشخند

کیت:امیدوارم مثل من نشی که بخواد دو سه تا قتل رو دستت بمونه.نیشخند

دکتر جک:امیدوارم امسال؛از شر بیماری در امان باشی.

هارلی:اگه مراقب غذا خوردنت نباشی؛میشی مثل من.نیشخند

سعید جراح:از دنیا؛انتقام بگیر.با شاد بودن.سال شادی رو پیش رو داشته باشی

بن:منو ببین.دیدی؟خوبه.پس هنوز چشمهای سالمی داری.نیشخندمراقب چشمهاتون

باشید.

جین و سان.امیدوارم در کنار خانواده؛سال خوبی رو داشته باشید.

جان لاک:امیدوارم مثل من؛همیشه خندون باشی.

پنی:من با سعی و پشتکار؛عشقمو پیدا کردم.امیدوارم تو هم امسال؛با

پشتکار؛به هر چی که میخوای؛برسی.

بقیۀ بازیگرها عذر خواهی کردند که نتونستن بیان.شما به بزرگی خودتون

ببخشیدشون.بازیگرهای ایرانی هم دعوتند.

حدیث فولادوند

محمد رضا گلزار

نیکی کریمی

نیوشا ضیغمی

الناز شاکر دوست

دیکاپریو

 ببین کی اینجاست!!!آنجلینا جولی

به به.مگان فاکس هم اومد.

این یکی رو خودتون بگید کیه.مهمون سرزده است.نیشخندنیشخند

حالا نوبت غذاست.مرغ شکم پر

چلو کباب برگ

حلیم بادمجون.آخ جوننیشخندنیشخندنیشخند

دیگه شرمنده.اگه کم و کسری ای دیدید به بزرگی خودتون ببخشید.باز

هم اعلام میکنم.تولدتون مبارک.

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۱٢ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ توسط بهنام منصوری نظرات ()

اگر دلایل کافی برای انجام یک کاری داشته باشی؛قادر به انجام دادن آن

کار؛خواهی بود.

.مثال بارزش؛جین و سان؛دو بازیگر محبوب سریال لاست هستند.این سریال به

حدی قبل از ساختنش محبوبیت پیدا کرده بود که همه دوست داشتند در اون سریال

به ایفای نقش بپردازند.بازیگر نقش جین هم دوست داشت که در اون سریال نقش ایفا

کند.اما خوب.تو امتحان قبول شد.اما زبان کره ای رو بلد نبود.چون در آمریکا به

دنیا اومده بود و در آمریکا ساکن بود.اما نقش مقابلش؛یعنی سان؛به هر دو زبان

انگلیسی و کره ای تسلط کامل داشت.و کاری کرد که جین؛ظرف سه ماه؛از

یک شهروند آمریکایی؛تبدیل بشه به یک کره ای درجه یک.انگیزۀ بازی در

این سریال بی نظیر؛باعث شد که سخت ترین کار زندگی؛یعنی یادگیری

یک زبان بیگانه رو در کوتاه ترین زمان انجام دهد.


 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۱٠ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ توسط بهنام منصوری نظرات ()

دو گدا در یکی از خیابان های شهر رم کنار هم نشسته بودند. یکی از آنها صلیبی در

جلو خود گذاشته بود و دیگری ستاره داوود. مردم زیادی که از آنجا رد می شدند به هر دو

نگاه می کردند ولی فقط تو کلاه کسی که پشت صلیب نشسته بود پول می . کشیشی

که از آن جا رد می شد مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی که پشت صلیب

نشسته پول می دهند و هیچ کس به گدای پشت ستاره داوود چیزی نمی دهد. رفت

جلو و گفت:

«رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟ اینجا یک کشور کاتولیک هست، تازه مرکز مذهب

کاتولیک هم هست. پس مردم به تو که ستاره داوود جلو خود گذاشتی پولی نمی

دهند، به خصوص که درست نشستی کنار دست گدایی که در جلو خود صلیب گذاشته

است. در واقع از روی لجبازی هم که باشد مردم به او پول می دهند نه به تو.» گدای

پشت ستاره داوود بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو به گدای پشت صلیب کرد و گفت:

«هی "موشه" نگاه کن کی اومده به برادران گلدشتین* بازاریابی یاد بده؟»

* گلدشتین یک اسم فامیل معروف یهودی است

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۸ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ توسط بهنام منصوری نظرات ()

سلام به دوستان عزیز.خوبید؟خوشید؟سلامتید؟امیدوارم سال خوبی رو شروع کرده

باشید و تا آخرش هم همینجوری باشید.ممنون از دوستان عزیزی که عید رو به من

تبریک گفتند.عید همه مبارک باشه.ببخشید تو این سه روزه نتونستم بیام.چون

قراره

سر من هم شلوغ بشه.نیشخندبه خاطر همینه که دارم تمرین میکنم کمتر بیام.ولی

همیشه

به یادتون هستم.زحمتهایی رو که برام کشیدید رو هیچ وقت فراموش نمیکنم.به

خصوص بوی بارون عزیز.دیوونۀ مهربون و دوست داشتنی.بانوی گرامی.و تمام

دوستان دیگه.همه رو نمیتونم اسم ببرم.پیشاپیش عذر خواهی میکنم.آخرین شعرم

رو تقدیم میکنم به تمام خواننده های خوب وبلاگم.

 

                                     اندر مضرات شایعه پراکنی

الا ای آنکه داری دانش ُ هوش

به حرف ُ شایعات؛تنها بکن گوش

بکن گوش ُ نکن تکرار؛آنرا

چرا؟چون میشوی همدست آنها

تو انسان هستی ُ داری درایت

بگویم؛پیشتر؛زانکه دهانت

شود باز ُ بگویی حرف خود را

تفکّر کن؛سپس گو حرف؛زیرا

که با یک حرف ساده؛میتوانی

یکی را بر زمین گرم نشانی

وبا حرف دگر؛شخصی دگر را

نشانی بر سریر ُ عرش اعلا

اگر با حرف تو؛شخصی ببیند

زیان ُ بر زمین گرم نشیند

نخواهد کرد عذاب وجدان؛رهایت

خودت را میکنی دائم شماتت

شوی از گفتن حرفت پشیمان

به خود؛گویی تو این جمله؛فراوان

چه میشد پیش از آنیکه دهان را

نمایم باز ُ گویم آن سخن را

تفکّر مینمودم؛بارالها!!!

پشیمان ز حرف خویش؛امّا

پشیمانی ندارد هیچ؛سودی

که با حرفت؛برفته آبرویی

کلام است همچو تیر ُ؛زه زبان است

ضرر دیده ز یک حرفی؛جهان است

به عنوان مثال:هیتلر بگفتا

نژاد ما؛بُود یکتا،به دنیا

نژاد مردم دیگر؛بُود پست

نژاد آریایی؛برترین است

سر این حرف او؛جنگی به پا شد

چه گویم؟چون تو میدانی؛چه ها شد

بنابراین؛بکن فکر؛اوّل کار

که در آخر نگردی نادم؛ای یار

........................................

شعر از بهنام منصوری

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۳ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ توسط بهنام منصوری نظرات ()

Design By : Pars Skin