دوشنبه بازار
سلام.فیلم یاد هندوستون کرده بود.

ببخشید؛ای دی اس الم
یاد کابل برگردون مخابرات کرده بود.
جهنمی که پشت ُ رو شده.ای
دی اس ال ما هم چند روزی بود که پشت ُ رو شده بود.
گفتم فیل.
حالا که اینطوره این آقا فیله رو داشته باشید تا بعد.


سلام.تا حالا حتمأ شنیده اید که به یک آدم خنگ میگن اُسکل

من
تا هفتۀ پیش فکر میکردم اُسکُل یک فحش خیلی بده.
اما حالا فهمیدم
اُسکُل چیه.اُسکُل اسم یک پرنده است.لقبی که من براش درنظر گرفته ام
اینه:پرندۀ آلزایمری.

چون هرچیزی که قایمش میکنه؛جاشو یادش
میره.تا حالا این پرنده رو دیده اید؟اگر ندیده اید من بهتون نشون میدم.
این شما و این هم اُسکُل.





حماقت از سر ُ روش میباره.
سلام به دوستان عزیز.امیدوارم خوب باشید و از دوری من رنجیده
خاطر نشوید.
من تا دوشنبه نمیتونم سر بزنم.یعنی مممکنه که سر
نزنم.ممکن هم هست که سر بزنم.اما قبلش در میزنم




سلام به همۀ دوستان.حالتون چطوره؟دیوونه تو نوشته هاش نوشته
بود که میخواد سقف اتاقش رو طرح آسمون بکشه.به همین خاطر این عکس
رو گذاشتم؛شاید رایش برگرده.

چه کنم؟من آق منصوریم دیگه.

رای برگردون معروف.




با سلام به دوستان عزیز.امیدوارم دوری از من ناراحتتون نکرده باشه.

این اسب زیبا و بی نظیر رو که میبینید؛به اسم سکرتریت معروفه.فیلمی رو هم
از زندگی این اسب بینظیر؛به همین نام درست کرده اند.حقیقتأ فیلم زیبا و
درجه یکی هم هست.و چون بر اساس واقعیت ساخته شده؛به دل آدم میشینه.این
اسب؛قهرمان سه تورنومنت معروف اسب سواری در انگلیس شناخته شده که
بعد از اون؛هیچ اسبی قادر نشد که این کار مهم رو انجام بده.

راستی.من به علت فوت کامپیوترم فعلأ نمیتونم مثل قبل مرتب بیام.اما باز هم سر
میزنم.تمام شما دوستان عزیز رو دوست دارم.از ته دلم که سوراخ نیست.



سلام.صبح همگی به خیر.من هر وقت به عکس نیل آرمسترانگ؛اولین کسی که
روی ماه؛قدم گذاشت نگاه میکنم؛به یاد حرف خنده داری که بعد از پیاده شدن بر
روی زمین گفت؛می افتم.یعنی این جمله:((آقای گورسکی؛الآن وقتشه))

من دیگه زحمت نمیکشم که اینجا ماوقع رو شرح بدم.اما اگه این جملۀ منو تو
گوگل سرچ کنید؛یعنی همون جمله رو؛میتونید بفهمید که نیل آرمسترانگ چرا یک
دفعه به سرش زد که بره قدم روی کرۀ ماه بذاره.
این جمله سالهای سال
به عنوان معمای لاینحل از طرف ناسا و خبرنگاران در نظر گرفته شد.

سلام.چیه حالا؟میمونه داره حمام سایه میگیره.




.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
سلام به دوستان عزیز.همه سوت.همه دست.با هم بشید؛
همدست.
برگشت بهنام منصوری.بخندید؛حتی زوری.
برگشتنمو به دنیای مجازی نت تبریک و تهنیت میگم
و آمادگی خودم رو اعلام میکنم که اگه کسی خواست به من
شام بده؛من هم با کمال میل از این حرکت جوانمردانه حمایت
خواهم کرد.
خیلی خودمو تحویل گرفتم.بسه دیگه.
پست
برگشتم در اصل یک خطای دید بسیار حیرت انگیزه.گرچه
تقریبأ مطمئنم که 99/99درصد شما این عکسو دیده اید.
اما دیدن دوباره اش خالی از لطف نیست.جریان از این
قراره.به نقطۀ سیاه وسط عکس نگاه کنید و اجازه بدید
لود عکس تموم بشه.شما بعد از پایان لود؛عکس رو رنگی
خواهید دید.اما به محض اینکه به جای دیگه ای از عکس
نگاه کنید؛عکسو به صورت سیاه و سفید خواهید دید.حالا
اینکه کی این عکسو درست کرده و چقدر روش فکر کرده
فقط خدا میدونه.و اینکه آیا واقعأ این خطای دیده یا خطای
مغز؛این هم جای بحث و بررسی داره.این هم عکس.
هر کسی هم که دوست داره میتونه سیوش کنه.روی پل
صراط؛زیر پاش،پوست موز نمیندازم.




یکی از زیباترین عکسهاییست که دیده ام.اگه دید کلی به
عکس داشته باشید؛یمک منظرۀ دلنشین از یک آبشار و
دریاچه میبینید.پایین عکس رو نگاه کنید منظره بالکل عوض
میشه.یک دختر زیبا که داره یک کتاب میخونه و پتویی که
روی بدنش انداخته همون دریاچه است.حتی اگه مجزا به
ابرها نگاه کنید میبینید که ابرها هم شکل یک عاشق و
معشوق کشیده شده اند.حقیقتأ زیباست.امیدوارم عکس
فیلتر نشده باشه.
| Design By : Pars Skin |









































































































